تبليغاتX
film
film
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
کیهان
دیوید دریتون یک نقاش است که بهمراه پسرش بیلی در یک شهر کوچک زندگی می کند . او یکروز که مشغول کار در گالری نقاشی می باشد ناگهان طوفان مهیبی باعث شکستن یک درخت و افتادن آن بر روی پنجره استدیو می شود . دیوید با دیدن این شرایط بهمراه بیلی و همسایه شان برنت عازم مرکز شهر می شود تا از فروشگاه مرکزی مقداری مایحتاج ضروری برای مقابله با طوفان خریداری کند . در همین موقع مه عجیب و مرموزی شهر را فرا می گیرد و رفته رفته غلیظ تر می شود . دیوید و سایر افرادی که در فروشگاه هستند ناگهان با مردی با سر و وضع خونین مواجه می شوند که سراسیمه وارد فروشگاه می شود . در ادامه آنها متوجه می شوند که موجودات خطرناکی...

لینک نوشته

دانلود چند فیلم ترسناک _18

دانلود

دانلود

دانلود

دانلود

لینک نوشته

کیهان
شارون داسیلوا دختر کوچکی است که اخیراً کابوسهای وحشتناکی در مورد شهری به اسم سایلنت هیل یا تپه سکوت می بیند و در خواب از جایش بلند شده و راه می رود . پدر و مادر او برای مداوای دخترشان با هم اختلاف پیدا می کنند . پدر او کریستوفر ، معتقد است شارون را باید نزد پزشک برد اما مادرش رز ، عقیده دارد برای حل مشکل شارون باید او را بهمان محلی که در کابوسها می بیند برد تا به او نشان دهند در این شهر هیچ چیز ترسناکی وجود ندارد . در ادامه ماجرا...
فیلم Sillent Hill به مثابه كاملترين فيلم معناگراي سينماي وحشت می باشد و در عین صداقت در تبدیل یک بازی کامپیوتری به فیلم به تمایلات سینمای وحشت در چند دهه اخیر نیز وفادار مانده و به مذهب و موجودات خیالی و خونریزی نیز در فیلم خود پرداخته است.
لینک نوشته

کیهان
خلاصه داستان:جونو دختر شانزده ساله ای است که پس از برقراری رابطه جنسی با دوست پسرش ، باردار می شود . او که می داند نمی تواند این کودک را بزرگ کند با موافقت والدینش تصمیم به سقط جنین می گیرد اما با دیدن فضای کلینیک سقط جنین از اینکار پشیمان شده و تصمیم می گیرد بچه اش را بدنیا بیاورد . اما مشکل اینجاست که...

 

جونو



لینک نوشته

کیهان
یک سفینه فضایی متعلق به یک غارتگر در جنگلهای کلورادوی آمریکا سقوط می کند . در جریان این سقوط تعدادی بیگانه و همچنین تعدادی موجود فضایی که نژاد آنها ترکیبی از نژاد بیگانه ها و غارتگرهاست و در سفینه بوده اند آزاد می شوند . این هیولاها از سفینه خارج شده و در ابتدا یک پدر و پسر را که در آن حوالی بوده اند شکار کرده و ...

بیگانه علیه غارتگر(2007) AVPR: Aliens vs Predator -
لینک نوشته

فیلم زیبا و مهیجی در ژانر اکشن که پر از صحنه های اتومبیلرانی است و به دوستداران ژانر اکشن توصیه می کنیم،محصول 2007،زیرنویس فارسی و کیفیت عالی
خلاصه داستان:مکس زندگی خوبی با همسرش آلیس و پسرشان تئو می گذراند. تا اینکه بیماری کهنه آلیس عود می کند و اگر عمل انتقال قلب روی وی انجام نشود، خواهد مرد. مکس که از این وضعیت به سختی پریشان شده، به تئو قول می دهد تا آلیس را نجات دهد. اما قلبی که بتوان آن را جایگزین قلب بیمار آلیس کرد، در دسترس نیست. زمان به سرعت سپری می شود و مکس که سابقاً یک راننده حرفه ای بوده، در اوج نومیدی برای تامین پولی که بتواند هماهنگ کننده انتقال عضو را وادار به همکاری کند، به سراغ پدرش می رود. بعد از گرفتن اتومبیلی پر سرعت راهی محلی می شود که...


خلاصه داستان:جان رمبو، کهنه سرباز جنگ ویتنام زندگی ساده ای را در یک روستای مرزی تایلند با گرفتن مار و فروش آنها سپری می کند. اما از راه رسیدن گروهی از مسیونرهای مسیحی که داواطلبانه عازم برمه هستند تا به روستائیان کره ای بازمانده از نسل کشی گسترده کمک کنند، همه چیز را بر هم می ریزد. آنان از رمبو می خواهند تا وظیفه رساندن و راهنمایی شان را بر عهده بگیرد. هشدارهای رمبو مبنی بر خطرناک بودن منطقه سودی نمی بخشد و سرانجام بر اثر اصرار اعضای گروه می پذیرد تا به آنها کمک کند. ولی در طول راه با گشتی ها روبرو می شوند و رمبو برای نجات جان میسیونرها و مخصوصاً سارا مجبور به کشتن همه گشتی ها می شود. با رسیدن به محل اعضای گروه به طرف دهکده های برمه حرکت می کنند و رمبو نیز به خانه خود برمی گردد. ولی مدتی بعد ...

 

خلاصه فیلم:بنجامین بارکر آرایشگری است که در لندن قرن نوزدهم زندگی می کند و همسری جوان و زیبا و یک فرزند دختر نیز دارد . بارکر از شغلش راضی است و عاشق همسر و فرزندش می باشد اما قاضی تورپین که چشم به همسر او دارد ترتیبی می دهد تا بارکر متهم به یک جرم واهی شود و در دادگاه نیز او را محکوم به زندان می کند . دوران محکومیت بارکر در کشور اسپانیا شروع می شود اما او از زندان فرار کرده و به شهر باز می گردد . او از طریق خانم لاوت که در طبقه پایین سلمانی بارکر کافه دارد متوجه می شود که قاضی تورپین به همسرش تجاوز کرده و این باعث مرگ همسرش شده و اکنون قیومت دخترش نیز برعهده تورپین است . بارکر که تصمیم به انتقام گرفته...



محبوبترین وزیباترین سریال جهان و بسیار مهیج،محصول آمریکا،در سه Season و 72 قسمت با زیرنویس فارسی و کیفیت عالی،قابل پخش در دی وی دی پلیرها و کامپیوتر،ارائه روی 18 دی وی دی


این سریال داستان گروهی از بازماندگان انفجار پرواز Oceanic ۸۱۵ بر فراز جزیره‌ ناشناس در اقیانوس آرام است. سبک کلی سریال معما گونه‌است و با یافتن هر پاسخ چندین سوال نو بوجود می‌آید.
در این سریال از فلاش بک به شدت استفاده می‌شود، به صورتی که هر بار که شخصیتی در مرکز توجه قرار می‌گیرد، گذشته‌ای از او نمایش داده می‌شود که اطلاعاتی مربوط به دورهٔ قبل از سوار شدن به پرواز به ما می‌دهد.
داستان Lost دربارۀ عده ای از سرنشینان یه هواپیماس که در مسیر سیدنی به لوس آنجلس دچار سانحه می شه و سقوط می کنه. کسانی که زنده مونده ان منتظر کمک هستن اما بعد از گذشت چندین روز هیچ خبری نمی شه و ناچار می شن یه جوری از پس زندگی در یک جزیرۀ متروک بر بیان... اما ظاهرا جزیره متروک نیست و "دیگران" هم در این جزیره زندگی می کنن... شب ها صداهای وحشتناکی شنیده می شه و روزها اتفاقات عجیبی میفته.

با فلاش بک هایی که در جاهای مختلف فیلم وجود داره با شخصیت و گذشتۀ تک تک کاراکترهای سریال آشنا می شیم. خیلی از بیننده ها این فلاش بک ها رو اضافی می دونن و ترجیح می دن بیشتر به حوادث زمان حال پرداخته بشه در صورتیکه خیلی از نکات و دلایل عکس العملی که شخصیت ها نشون می دن ریشه در حوادث گذشته داره.

این سریال در هاوایی تصویربرداری شده و طبعا مناظر بسیار زیبایی داره. البته نباید از هنر تصویربردار هم غافل بود که تونسته حس هر سکانس رو به بهترین شکل ممکن به بیننده منتقل کنه. تدوین در این فیلم یکی از کلیدی ترین ویژگی هاست اون هم به دلیل وجود داستان های موازی فراوان در زمان حال و گذشته. البته به نظر من کار تدوینگر در سری اول این مجموعه به مراتب بهتر از سری دوم و سومه.

بازیگران از همون قسمت اول نقش خودشون رو به بهترین شکلی ایفا می کنن، خصوصا شخصیت جان لاک که اصلا میمیک صورتش جون می ده برای بازی کردن نقش آدم های مرموز. بازیگر نقش جک (نقش اول سریال) و سعید (بازیگر هندی الاصلی که در این سریال نقش یک عراقی رو بازی می کنه) هم خیلی خوب جا میفتن و بهشون علاقۀ خاصی پیدا می کنیم.

جدای از تمام ویژگی های مثبت این سریال باید به موسیقی بسیار بسیار زیبای اون اشاره کرد که به ساده ترین شکل ممکن، تاثیرگذارترین لحظات رو خلق می کنه. تیتراژ پایانی که فوق العاده اس و هیچوقت از یاد نمی ره.

هر قسمت این سریال دقیقا ۴۲ دقیقه هست. تا بحال سه سری از سریال Lost پخش شده (2004، 2006 و 2007) و ادامۀ اون – سری چهارم – از ژانویۀ 2008 رفته روی آنتن

کلام آخر اینکه هر کی این سریال رو ندیده باشه ۶۲ درصد از عمرش بر فناست!

 

من الان وقت ندارم عکس بزارم ولی شب برای همه عکس میزارم


لینک نوشته

کیهان


 

لینک نوشته

کیهان

 

 

لینک نوشته

 

 

لینک نوشته

کیهان

 

 

جن‌گیر : The Exorcist) فیلمی است  امریکایی، محصول سال ۱۹۷۳، به کارگردانی ویلیام   فرید کین ساخته‌شده بر اساس رمانی به همین نام از ویلیام پیتر بلتی. جن‌گیر یکی از موفق‌ترین فیلم‌های ژانر وحشت  محسوب می‌گردد.

جن‌گیر در ۴۶‌امین مراسم جایزهی اسکار موفق به کسب ۲ اسکار در رشته‌های بهترین فیلم‌نامهٔ اقتباسی و بهترین صدا شد.


 

لینک نوشته

کیهان
dwayne douglas jhonson ملقب به "The Rock" در دوم مه سال 1972 شهر"hayward"یکی از شهرهای ایالت کالیفرنیای آمریکا دیده به جهان گشود. وی در کودکی همراه پدر و مادر خویش سفرهای متعددی داشت و از نزدیک نظاره گر مسابقات پدر خود که او نیز از کشتی گیران مشهور بود می شد. وی از 15 سالگی فوتبال بازی کردن را آغاز کرد. دایوین در دانشگاه میامی به درجات علمی فراوانی رسید و طولی نکشید که به موفقیت های فراوانی در فوتبال رسید. در سال 1995 او متحمل سختی های فراوانی شد و توانست یک به یک هر کدام را از پیش روی بردارد. در سال 1998 وی به گروه ورزشی کانادا پیوست و از آن جا بود که دوران کشتی گیری را به صورت حرفه ای آغاز کرد.دایوین اولین مسابقه ی خود را در سری مسابقات "USWA" درورزشگاه"Flax kananh" انجام داد.این اولین بازی و برد او در مسابقه بود که توانست در یک مسابقه ی تیمی به کمک هم تیمی خود"Bret Saywer"حریف را از پیش روی بر دارد. در سال 1999در مسابقات جهانی"WWE"شرکت کرد و با نام "Rocky"در سری مسابقات "The nation of dominalion" به شهرت فراوانی رسید.سرانجام دایوین به رهبری قهرمانان مسابقات"Nation"رسید و از آن جا بود که مردم او را با نام "The Rock"(صخره)شناختند.پس از پایان "Nation"دایوین در سری مسابقات "Corporation"شرکت کرد.ساعات جذابی را با رقیب اصلی خود"steve austin"سپری کرد.طولی نکشید که دایوین این مسابقات را نیز به خوبی به پایان رساند. در سال2000 دراک برای اولین بار به سینما رفت و در فیلم "مومییایی ها بازمیگردند"بازی کرد. در سال 2001 دراک با " dany jhonson"ازدواج کرد و صاحب یک دختر به نام "Simone alexandra" گشت.

لینک نوشته

کیهان

سومین فیلم مجموعه "ساعت شلوغی" با بازی جکی چان و کریس تاکر جمعه در نخستین روز اکران در 3778 سینما در آمریکای شمالی 9/18 میلیون دلار فروخت و پرفروشترین فیلم روز شد.
احتمالا فیلم اکشن کمدی "ساعت شلوغی 3" نیولاین سینما به کارگردانی برت رتنر تا پایان امروز یکشنبه به فروشی در حد 50 میلیون دلار دست می یابد که این رقم کمتر از فروش افتتاحیه فیلم قبلی این مجموعه در سال 2001 است.
اولین فیلم "ساعت شلوغی" درباره دو کارآگاه کاملا متفاوت در سال 1998 اکران شد و در سه روز نخست اکران 33 میلیون دلار فروخت. سه سال بعد "ساعت شلوغی 2" با 4/67 میلیون دلار افتتاح شد و رکورد یک فیلم اکران شده در ماه اوت را زد، رکوردی که شش سال دوام آورد تا اینکه هفته پیش "اولتیماتوم بورن" با رقمی در حدود 3/69 میلیون دلار آن را جا به جا کرد.
یکی از چالش های بزرگ این فیلم درجه PG-13 که 140 میلیون دلار صف ساخت آن شده، این مسئله است که تاکر، کمدین سیاه پوست پس از "ساعت شلوغی 2" در فیلم دیگری ظاهر نشده است.

 

 

لینک نوشته

 

جایزه اسکار

جایزه اسکار مجسمه کوچکی است که از سال ۱۹۲۷ به هنرمندان سینما داده شده.ابتدا نامی نداشت و از آن فقط به نام «مجسمه» یاد می‌شد. فکر ایجاد و اهداء این مجسمه در اولین جلسه هیئات رئیسه آکادمی علوم و صنایع سینمای امریکا بوجود آمد. طراح آن شخصی به نام «گیبونز» بود. هیئت یادشده این طرح را پسندید و برای اینکه به مرحله عمل درآید پس از تغییراتی اندک توسط استادان فن به صورت کنونی درآمداست که ۲۵ سانتیمتر طول و ۱۸۰۰گرم وزن دارد , داخل آن از برنز ساخته شده و روکشی از طلا دارد. ارزش مادی این مجسمه در حدود ۱۰۰ دلار می‌باشد وهمه ساله به هنرمندان سینما داده می‌شود که در برگیرنده ۲۸ اسکار سینمایی است. تاکنون هفتاد و هشت جایزه اسکار اهدا شده‌است که آخرین آنها در تاریخ پنج مارس ۲۰۰۶ داده شده‌است.

 نحوهٔ نامگذاری

نام اسکار به صورت تصادفی روی این مجسمه گذاشته شد. روزی «مارگریت هریک» منشی هیئت رئیسه در حالیکه به این مجسمه می‌نگریست اظهار داشت که این مجسمه وی را به یاد «عمو اسکار» می‌اندازد. این گفته توسط خبرنگار یکی از روزنامه‌ها که در آن نزدیکی نشسته بود یادداشت گردید و فردا در روزنامه‌ای که کار می‌کرد این جمله دیده شد: «کارمندان هیئت رئیسه مجسمه مشهورشان را اسکار نامیدند» و از آن به بعد این نام روی مجسمه ماند.

 

فیلم سینمایی "شرک سوم" برای حضور در بین نامزدهای نهایی اسکار بهترین انیمیشن بلند سال باید با یازده فیلم دیگر رقابت کند.
آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا فهرست اولیه 12 فیلم معرفی شده برای حضور در بخش اسکار بهترین انیمیشن سینمایی سال را اعلام کرد که در بین آنها "شرک سوم"، "راتاتوی" و "پرسپولیس" هم دیده می‌شود.

12 انیمیشنی که برای بردن جایزه اسکار دوره هشتادم با هم رقابت می‌کنند عبارتند از:
- فیلم زنبور
- شرک سوم
- پرسپولیس
- فیلم سیمپسون ها
- بیوولف
- راتاتوی
- موج‌سواری
- تکانکینکریت
- TMNT
- آلوین و سمورچه‌ها
- Aqua Teen Hunger Force Colon Movie Film For Theaters.

از این میان "آلوین و سمورچه‌ها"، "بیوولف" و "پرسپولیس" هنوز در لس آنجلس به نمایش عمومی درنیامده‌اند که یکی از شروط حضور فیلم‌ها در بخش بهترین انیمیشن است. فیلم‌های معرفی شده به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی در بخش بهترین انیمیشن باید علاوه بر دارا بودن سایر شروط حضور در اسکار، در کشورهای خود و ایالات متحده هم به نمایش عمومی درآمده باشند.

بر اساس قوانین اسکار در بخش بهترین انیمیشن، در سالی که تعداد فیلم‌های معرفی شده برای این بخش بین هشت تا 16 فیلم باشد، حداکثر سه نامزد می‌توانند برای حضور در فهرست نهایی نامزدهای اسکار معرفی شوند. ضمن اینکه فیلم‌های حاضر در بخش بهترین انیمیشن می‌توانند در سایر بخش‌های اسکار از جمله بهترین فیلم نامزد شوند، به شرط اینکه حائز شرایط این بخش باشند.

نامزدهای هشتادمین دوره مراسم اهدا جوایز اسکار روز 22 ژانویه 2008 اعلام و مراسم روز 24 فوریه در کداک تیه‌تر هالیوود برگزار می‌شود.

بهترین فیلم:
- تاوان
- جانو
- مایکل کلیتن
- پیرمردها کشوری ندارند
- خون بپا می شود

بهترین کارگردان:
- جولین اشنیبل / زنگ شیرجه و پروانه
- جیسن ریتمن / جانو
- تونی گیلروی / مایکل کلیتن
- جوئل و ایتن کوئن / پیرمردها کشوری ندارند
- پل تامس اندرسن / خون بپا می‌شود

بهترین فیلمنامه غیراقتباسی:
- جانو
- لارس و دختر واقعی
- مایکل کلیتن
- راتاتوی
- سویج‌ها

بهترین فیلمنامه اقتباسی:
- تاوان
- دور از او
- زنگ شیرجه و پروانه
- پیرمردها کشوری ندارند
- خون بپا می شود

بهترین بازیگر مرد:
- جرج کلونی / مایکل کلیتن
- دنیل دی ـ لوئیس / خون بپا می‌شود
- جانی دپ / سوئینی تاد
- تامی لی جونز / در دره الله
- ویگو مورتنسن / قول‌های شرقی

بهترین بازیگر زن:
- کیت بلانشت / الیزابت: عصر طلایی
- جولی کریستی / دور از او
- ماریون کوتیلارد / زندگی به رنگ صورتی
- لورا لینی / سویج‌ها
- الن پیج / جانو

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل:
- کیسی افلک / ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو
- خاویر باردم / پیرمردها کشوری ندارند
- فیلیپ سیمور هافمن / جنگ چارلی ویلسن
- هال هالبروک / درون طبیعت وحشی
- تام ویلکینسن / مایکل کلیتن

بهترین بازیگر زن نقش مکمل:
- کیت بلانشت / من اینجا نیستم
- روبی دی / گانگستر آمریکایی
- سوارس رونان / تاوان
- ایمی رایان / رفته، عزیزم، رفته
- تیلدا سوئینتن / مایکل کلیتن

بهترین فیلم انیمیشن:
- پرسپولیس / مرجانه ساتراپی و ونسان پارانو
- راتاتوی / براد برد
- موج‌سواری / اش برانن

بهترین فیلم انیمیشن کوتاه:
- والروس را ملاقات کردم
- مادام توتلی ـ پوتلی
- حتی کبوترها هم به بهشت می روند
- عشق من
- پیتر و گرگ

بهترین فیلم کوتاه زنده:
- شبانه
- جایگزین
- موتزارت جیب‌برها
- Tangi Argentini
- زن تونتو

بهترین طراحی صحنه:
- گانگستر آمریکایی
- تاوان
- قطب‌نمای طلایی
- سوئینی تاد
- خون بپا می شود

بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان:
- جاعل‌ها / اشتفان روزویتسکی از اتریش
- بیوفورت / جوزف سدار از اسرائیل
- مغول / ‌سرگئی بودرف از قزاقستان
- کاتین / آندری وایدا از لهستان
- 12 / نیکیتا میخالکف از روسیه

بهترین فیلمبرداری:
- ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو
- تاوان
- زنگ شیرجه و پروانه
- پیرمردها کشوری ندارند
- خون بپا می شود

بهترین جلوه‌های ویژه تصویری:
- دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا
- قطب‌نمای طلایی
- ترانسفورماتورها

بهترین طراحی لباس:
- در سرتاسر جهان
- تاوان
- الیزابت: عصر طلایی
- زندگی به رنگ صورتی
- سوئینی تاد

بهترین مستند بلند:
- افقی پیش رو نیست / چارلز فرگوسن
- عملیات بازگشت به خانه: نوشتن تجربه‌های زمان جنگ / ریچارد رابینز
- سیکو / مایکل مور
- تاکسی به سمت تاریکی / الکس گیبنی
- جنگ، رقص / شان فاین و آندره‌آ نیکس

بهترین مستند کوتاه:
- مالکیت مطلق
- تاج
- سلیم بابا
- مادر ساری

بهترین تدوین:
- اولتیماتوم بورن
- زنگ شیرجه و پروانه
- درون طبیعت وحشی
- پیرمردها کشوری ندارند
- خون بپا می‌شود

بهترین صداگذاری:
- اولتیماتوم بورن
- پیرمردها کشوری ندارند
- راتاتویی
- قطار سه و 10 دقیقه به یوما
- ترانسفورماتورها

بهترین تدوین صدا:
- اولتیماتوم بورن
- پیرمردها کشوری ندارند
- راتاتویی
- خون بپا می‌شود
- ترانسفورماتورها

بهترین موسیقی:
- تاوان
- بادبادک‌باز
- مایکل کلیتن
- راتاتویی
- قطار سه و 10 دقیقه به یوما

بهترین ترانه:
- یکبار
- طلسم‌شده
- اوگست راش
- طلسم‌شده
- طلسم‌شده

بهترین چهره‌پردازی:
- زندگی به رنگ صورتی
- نوربیت
- دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا

مرجان ساتراپیپرسپولیس

 

لینک نوشته

کیهان
ببب

لینک نوشته

کیهان
دانیل پیرل خبرنگار وال استریت جورنال به هنگام ماموریتی در پاکستان توسط نیروهای القاعده ربوده می شود. ولی پس از مدتی به رغم تلاش های فراوانی که جهت آزادی اش صورت می گیرد، کشته می شود. همسرش ماریان نیز که روزنامه نگار است، بعد از این واقعه تصمیم می گیرد تا...

 

این فیلم یکی از فیلم های قشنگ انجلینا جولی است



لینک نوشته

شکستگی

تد کرافورد دانشمند باهوش ، مسن و ثروتمندی است که به همسرش جنیفر علاقه شدیدی دارد . اما او به تازگی متوجه شده که همسرش با یک افسر پلیس رابطه نامشروع دارد و بنابراین چون طاقت خیانت او را ندارد همسرش را...

 

احساس جادویی

تریستان جوانی است که در دهکده ای واقع در کشور انگلستان زندگی می کند که در نزدیکی آن دیواری وجود دارد که کشور را از سرزمینی پادشاهی به اسم استورم هولد جدا می کند که در آن جاودگری رواج دارد . تریستان عاشق دختر زیبایی به اسم ویکتوریا می شود و یکشب که با هم در حال قدم زدن هستند شهاب سنگی را می بینند که ...

لینک نوشته

شکستگی

تد کرافورد دانشمند باهوش ، مسن و ثروتمندی است که به همسرش جنیفر علاقه شدیدی دارد . اما او به تازگی متوجه شده که همسرش با یک افسر پلیس رابطه نامشروع دارد و بنابراین چون طاقت خیانت او را ندارد همسرش را...

 

احساس جادویی

تریستان جوانی است که در دهکده ای واقع در کشور انگلستان زندگی می کند که در نزدیکی آن دیواری وجود دارد که کشور را از سرزمینی پادشاهی به اسم استورم هولد جدا می کند که در آن جاودگری رواج دارد . تریستان عاشق دختر زیبایی به اسم ویکتوریا می شود و یکشب که با هم در حال قدم زدن هستند شهاب سنگی را می بینند که ...

لینک نوشته

کیهان
رقصنده در تاریکی(Dancer in the Dark)، ستایشی از عشق و معصومیت است، عشقی بی انتها و جاودانی از جنس مادرانه آن. تکمیل کننده سه گانه قلب طلایی فن تری یر ، قلب های طلایی و آدم های پر احساس را نشانه رفته و الحق که به هدف می زند. تیرش چنان بر جان آدمی می نشیند که از اعماق قلبت احساسی بر می خیزد و ناخودآگاه گونه ات را تر می کند.
فیلم ، گذشته از اینکه از زیر دستان کارگردانی به ظاهر نوگرا بیرون آمده یا عنوان برنده جایزه نخل طلای جشنواره کن در سال 2000 را یدک می کشد، ویژگی مهم دیگری هم دارد.

اغلب فیلم های چند دهه اخیر در یک ژانر خاص نمی گنجند و ترکیبی از چند ژانر به شمار می آیند. اگر قرار باشـــد فضای کلی فیلم را به کمک آوردن اســـم ژانرهــایش اندکی ، فقط اندکی برایتان مشخص کنم؛ می گویم : رقصنده در تاریکی فیلمی است مرکب از ژانرهای درام/موزیکال/تراژدی با رعایت تعداد اندکی از بندهای دگمای فن تری یر.
مشکلی پیش آمده؟... آها... شما هم از کنار واژه های موزیکال و تراژدی به سختی عبور کردید! این همان ویژگی دوم فیلم است. اکثر ما فیلم های موزیکال را به عنوان فیلم هایی شاد، با بزن و بکوب و پر زرق و برق می شناسیم؛ ولی ، فلسفه قرار داشتن نام این ژانر در کنار تراژدی کمی متعجب مان می کند. آقای لارس فن تری یر(Lars von Trier) در اقدامی جاه طلبانه و نبوغ آمیز( در نگاه اول جنون آمیز) به ژانر موزیکال حال و هوایی غمناک داده و البته این غمناکی جواب داده.

داستان فیلم، چیز تازه ای برای عرضه ندارد و ستایش عشق و احساس است. ولی نکته قابل توجه این است که پله پله عرصه بر سلما( بیورک ) تنگ می شود و قدم به قدم بیننده را بیشتر تحت تأثیــر قرار می دهد.بیشتر شخصیت ها معمولی هستند. تنها شخصیت جذاب برای من، جف بود که عادت داشت همیشه بیرون کارخانه کوچک منتظر سلما بماند و با وجود اینکه بارها با بی مهری سلما رو به رو شده بود ولی روز بعد باز هم آنجا حاضر می شد.

فیلم تا جایی که وارد رؤیاهای سلما نشده، خوب پیش می رود.شخصاً هیچ جذابیتی در آهنگ ها، صدای بیورک(Björk) یا بالا و پایین پریدن هایش نیافتم.در این صحنه ها ، شخصیت ها جنب و جوش اغراق شده ای دارند و این در حالی است که بیورک با ریتمی بسیار آرام بر روی آهنگی بسیار آرام می خواند.خلاصه اینکه با بیرون آمدن از این رؤیاها(ی ملال آور) فیلم جانی دوباره می گیرد و مجدداً روی غلتک می افتد.

سلما شخصیت ساده و معصومی دارد. روزهایش را با رؤیاهایش سپری می کند.او به راحتی رازش را به بیل می گوید. حتی وقتی در دادگاه است؛ حاضر نیست راز بیـــــل را بر ملا کند.یا خیلی رک به جف مـــی گوید وقت کافی برای یک ماجرای عاشقانه را ندارد. این ها همه در حالی است که بازیگر این نقش یعنی بیورک چهره ای شبیه بیماران مبتلا به منگولیسم دارد و عکس العمل ها و کارهای سلما با چنین چهره ای همراه می شوند و با اینکه در جایی از فیلم به طور مستقیم عنوان نمی شود که سلما از هوش کمتری نسبت به افراد معمولی برخوردار است ولی این مسئله برای تماشاگر کاملاً محسوس است.

نکته دیگر درگیری فن تری یر با بازیگرانش است که منجر به تیره و تار شدن روابطش با بیورک شده و نیکول کیدمن را از بازی در قسمت دوم سه گانه جدید فن تری یر منصرف کرده. کاترین دونوو(Catherine Deneuve) در یادداشت های روزانه ای که در روزنامه انگلیسی گاردین چاپ کرده از روزهای فیلمبرداری رقصنده در تاریکی و حواشی آن می نویسد: فن تری یر درب و داغان است و می گویند یک تلویزیون را خرد و خاکشیر کرده است. همه چیز از آنجا شروع شده که بیورک به او گفته آدم مستبدی است و فکر می کند خودش همه چیز را می داند. گفته که فن تری یر آدم ترسویی است و از این می ترسد که دیگران ایده های بهتری درباره صحنه ها و دیالوگ ها داشته باشند.
دونوو تعریف می کند که بیورک به او گفته فن تری یر بیش از حد او را آزار داده است ؛ فراتر از حد توانایی هایش.دونوو می نویسدکه بیورک آدمی است تیزهوش و معلوم نیست چقدر تحت فشار بوده که حس کرده در آستانه دیوانگی است.

فن تری یر اعتقاد دارد فیلم باید مثل ریگ در کفش باشد. او می گوید فیلمسازها برای آنکه بتوانند هنر اصیل بیافرینند، باید بین خودشان و دیگر فیلم ها یک خط تمایز سبکی ایجاد کنند و این کار با ایجاد محدودیت و محدود نگاه داشتن خود در روند فیلمسازی عملی خواهد بود.
حرف های عجیبی درباره او می زنند. می گویند او از سفر کردن خوشش نمی آید و اصلاً از هواپیما و پرواز می ترسد.یا اینکه فیلم های سینمایی جدید را تماشا نمی کند و کتاب نمی خواند.فکر می کند ذهنش پر از اطلاعات است، پر از چیزهایی که باید به کار گرفته شوند.

همانطور که من کسی را نمی شناسم که بعد از دیدن فیلم ، از فرط فوران احساس، گریه نکرده باشد؛ مطمئن باشید شما هم چنین شخصی را پیدا نخواهید کرد. پیشاپیش هشدار می دهم که مبادا این فوران احساس منجر به گرفتن تصمیمی احساسی شود. قبل از اینکه عبارت « بهترین کارگردان زنده دنیا » را بر زبان بیاورید. فیلم های دیگرش( مخصوصاً داگویل ) را ببینید. شاید به عبارت بالایی بخندید!!

عشق به شدت در این فیلم موج میزنه و فون تریه این رو با هوش کارگردانی بی بدیل به رخ تمام بینندگان کشونده . فیلمنامه بقدری با تبحر ساختارهای روایی رو شکونده که اعصاب بیننده در تمام سکانسهای فیلم در تحریکه وتم کلی داستان بی اونکه تکراری درش باشه یک داستان درد آور حاصل از عشقی عمیق رو به ما نشون میده. زندگی این موجود دوست داشتنی در تریکی و رقص در دنیای درون این داستان رئ گیرا تر تر کرده. در مجموع بعد از دیدن این فیلم میشه بهت زده موندو گریه کرد.همین.

 


 
لینک نوشته

راکی رو که همه دیدن از مادر بزرگ ها چه بچه ها حلا راکی پیر اماده به کار شده تا دوباره برندهی رینگ شود

 

بازيگر 59 ساله آمريکايی بار ديگر در تازه ترين فيلم از رشته فيلمهای راکی حضور پيداکرد. راکی 6 فيلم بعدی از اين مجموعه است که پانزده سال پس از راکی 5 و سی سال پس از نخستين فيلم از اين مجموعه ساخته شده است.
بسياری ازهواداران رشته فيلمهای راکی، آخرین قسمت ازاين مجموعه را بهترين آنها میدانند. استالونه علاوه بر بازی در نقش راکی بالبوا، نوشتن فيلمنامه و کارگردانی اين فيلم را نيز برعهده دارد. آنتونيو تارور، قهرمان بوکس نيز در اين فيلم در نقش حريف راکی ظاهر شود. نخستين فيلم از مجموعه راکی که در سال 1976 ساخته شد، از سيلوستر استالونه و شخصيت راکی چهره ای جهانی ساخت. تا سالها برای بسياری از مردم اين بازيگر با نام راکی شناخته می شد. اين فيلم در سال 1977 موفق شد سه اسکار برای بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه و بهترين کارگردانی را از آن خود کند. در فيلم جديد، راکی سالخورده و تنها است که علاقه ای ندارد که پس از بازنشستگی دوباره بر روی رينگ رود. او از طريق کامپيوتر با قهرمان جهان مبارزه می کند. مديران برنامه قهرمان جهان پيشنهاد می کنند که اين دو بر روی جدالی واقعی به مصاف هم بروند. راکی ابتدا نه می گويد ولی بعد تصميم می گيرد که بر روی رينگ رود نه برای بردن بلکه فقط به قصد مبارزه کردن.

 

لینک نوشته

کیهان
فیلم  های جرج کلونی بسیار زیبا هستند ولی این فیلم دارای۷ نامزد اسکار است من براتون ماجرای فیلم را مینویسم ولی حداقل نظر بدید

مایکل کلایتون وکیل ماهری است که در یک موسسه حقوقی مشهور به ریاست آقای باخ کار می کند و وظیفه اش برطرف کردن مشکلات حقوقی موکلین ثروتمند شرکت و رفع و رجوع مسائل حقوقی و مالی آنهاست . مایکل از همسرش جدا شده و پسرشان نیز با همسرش زندگی می کند . مایکل اخیراً از کار خود راضی نیست اما بخاطر مشکلات مالی چاره ای جز ادامه همکاری با موسسه ندارد زیرا او مقدار زیادی پول در قمار باخته و همچنین بخاطر یک سرمایه گذاری اشتباه هفتاد و پنج هزار دلار بدهی دارد . در همین حین دوست و همکارش آرتور به او می گوید که قصد دارد در دادگاه علیه...

لینک نوشته

هیت من فیلمش خیلی قشنگه من هم بازیش را دارم هم فیلمش راولی بازیش یک چیز دیگر است= مامور 47 توسط یک تشکیلات مخفی قدرتمند به اسم آژانس برای کشتن انسانها تربیت شده و آموزش دیده است . ماموریت جدید او رفته به کشور روسیه و کشتن رئیس جمهور این کشور است . مامور 47 عازم روسیه شده و در آنجا با یک دختر روس به اسم نیکا آشنا می شود که برای یک گروه قاچاق مواد مخدر به رهبری برادر رئیس جمهور روسیه کار می کند . دختر سعی می کند خودش را به او نزدیک کند اما او یاد گرفته که هیچگاه اجازه ندهد احساساتش بر کاری که باید انجام دهد غلبه کند . مامور 47 عاقبت این ماموریت را انجام می دهد اما مدتی بعد متوجه...


لینک نوشته

کیهان

 نصیحتی از کیهان (  فیلم اره یک که بهتره کسی ان را نگاه نکنه زیرا امکان سکته زدن دارد)

 

 

صحنه های ناب استرس آور که فشار خون بیننده رو حسابی بالا میبره!غافلگیری که در این فیلم وجود داره رو در هیچ فیلم دیگری نیمتونید پیدا کنید!شاهکار جنایی ترسناک!!!زیرنویس فارسی و کیفیت عالی
خلاصه داستان:دو مرد به اسامی آدام و لارنس يکروز صبح که از خواب بيدار می شوند خود را در مکانی هولناک می يابند. آنها هر کدام در گوشه ای از يک حمام کثيف با زنجير بسته شده اند و کف حمام نيز جنازه ای افتاده است. ايندو هيچکدام همديگر را نمی شناسند و بخاطر نمی آورند که چگونه سر از اينجا در آورده اند. در اطرافشان نيز دو اره ، يک اسلحه خالی ، يک ضبط صوت ، يک موبايل و چند وسيله ديگر وجود دارد. آنها با استفاده از کاستهايی که در جيبشان گذاشته شده در مي يابند اسير يک قاتل زنجيره ای...
در حاشیه:
هدف اصلي فيلمساز يا بهتره بگم يکي از هدفهاي اصلي فيلمساز,خلق تعليق از ايهام و ابهام بوده و البته بايد اذعان کرد که فيلم در راستاي همين هدف موفق به خلق صحنه هايي ميشه که تا مدت زيادي در ذهن تماشاگر باقي ميمونه.
يکي از ويژگي هاي فيلم نوع روايت و قصه گويي غير کليشه اي اونه.فيلم شبيه يک پازل ميمونه که بايد تکه هاي پراکنده ي اون رو کنار هم گذاشت تا تصوير نهايي شکل بگيره.
فيلم رو ميشه به 3 قسمت 30 دقيقه اي تقسيم کرد:
30 دقيقه ي اول خيلي خوب و قوي از کار در اومده.باعث ميشه بيننده تا آخر فيلم روي صندلي بشينه و تکون نخوره.تو اين 30 دقيقه حساب کار دستمون مياد و ميفهميم که با کي طرفيم و چه جور فيلمي ميخوايم ببنيم.تو اين 30 دقيقه کارگردان سعي ميکنه قاتل رو به ما بشناسونه و ما رو با طرز کارش آشنا کنه.
ولي تو 30 دقيقه ي دوم فيلم يه خورده ضعيف از کار در اومده و يه خورده حوصله ي بيننده سر ميره ولي 2 تا 30 دقيقه ي ديگه اينقدر خوبن که کل فيلم خوب ميشه.کارگردان توي اين 30 دقيقه ما رو با 2 تا گروگان و پليس هاي تو فيلم آشنا ميکنه.صحنه هاي تعقيب و گريز هستن که تو اين قسمت خوب از آب در نيومده و آدم رو از داستان اصلي دور ميکنه.
حالا نوبت ميرسه به اوج فيلم و 30 دقيقه ي پاياني که به شدت قوي و خوش ساخته و در آخر فيلم هم آدم طوري غافل گير ميشه که نميتونه صحبت کنه.
فيلم saw بر گرفته از 2 فيلم se7en و game ساخته ي ديويد فينچره.کارگردان اين فيلم به ديويد فينچر اداي دين کرده,جاهايي مثل کليد,شروع و اتمام بازي آدم رو ياد game و جاهايي مثل دليل انتخاب گروگانها و نحوه ي کشته شدنشون آدم رو ياد se7en ميندازه.
دیدن اين فيلم برای کسايي که از دیدن se7en و game لذت بردن به شدت توصيه ميشه.
البته اين رو هم بايد بگم که نسخه ي اصلي و بدون سانسور فيلم درجه بنديه NC-17 (نمايش براي زير 17 سال ممنوع)گرفته بود که کمپانيه سازنده ي فيلم مجبور شد تا بعضي از صحنه هاي خشن فيلم رو خذف کنه تا فيلم درجه ي نمايش R بگیره اما حتی این نسخه که درجه پر مخاطب تره R داره نسبت به هر فیلمه R دیگه ای خشن تر و خونین تره.بهتره اونایی که اعصاب ضعیفی دارن فیلم رو تماشا نکنن.

 

لینک نوشته

کیهان
حتما بیشتر مردم کینگ کونگ را دیدید ولی این فیلم جدیدشه

 

کارل دنهم کارگردان ماجراجو به همراه جک دريسکول فيلمنامه نويس و آن دارو، بازيگري که براي به شهرت رسيدن حاضر به انجام هر کاري است، براي ساختن فيلمي به جزيره اي در اقيانوس هند مي روند. آنها افسانه هايي درباره گوريلي غول پيکر و حيوانات ماقبل تاريخ که در اين جزيره سکونت دارند مي شنوند، اما آنها را جدي نمي گيرند تا اين که گوريل غول پيکر ظاهر شده و...

لینک نوشته

کیهان
پدر خوانده عشق منه هرکی این فیلم را ببینه  حال میکنه ماجراش اینه

پدرخوانده (به انگلیسی: The Godfather) فیلمی داستانی-جنایی و برنده جایزه اسکار به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا و محصول سال ۱۹۷۲ کمپانی آمریکایی پارامونت است که بر اساس رمانی به همین نام از ماریو پوزو که در سال ۱۹۶۹ نوشته شده، ساخته شده است.

ماجرای فیلم بین سال های ۱۹۴۵ تا۱۹۵۵ اتفاق می افتد و داستان فیلم درباره خانواده مافیایی کورلئونه می باشد. در فیلم ستارگانی همچون مارلون براندو، آل پاچینو، رابرت دووال، دایان کیتن و جیمز کان نقش آفرینی می کنند.

این فیلم خیلی زود مورد توجه منتقدان و تماشاگران عام، نه تنها در ایالات متحده که در تمام نقاط جهان، قرار گرفت. چندی نگذشت که محبوبیتی بی‌نظیر کسب کرد تا آنجا که حال مقام نخست را در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر وب‌گاه IMDb دارد. [۱]

به دلیل استقبال فوق‌العاده تماشاگران از این فیلم، دو سال بعد از اکران آن، قسمت دیگری از این فیلم به نام پدرخوانده: قسمت دوم و در سال ۱۹۹۰ نیز قسمت سوم این فیلم با نام پدرخوانده: قسمت سوم ساخته شد.

شناسنامه

مارلون براندو (دون ویتو کورلئونه)

 داستان

فیلم در جشن عروسی کانی، دختر دون ویتو کورلئونه، با کارلو ریزی در لانگ بیچ نیویورک، در لانگ آیلند در اواخر تابستان ۱۹۴۵ شروع می شود. وقت پدرخوانده برای شنیدن خواهشهای دوستان و زیردستان چاپلوس پر شده است. یکی از این خواهش ها را پسرخوانده او، جانی فونتین خواننده (که گویی شخصیت او از فرانک سیناترا الهام گرفته شده است) مطرح می کند. او به نفوذ کورلئونه برای گرفتن یک نقش در فیلمی که توسط جک ولتز تهیه می شود، احتیاج دارد. دون کورلئونه به او اطمینان خاطر می دهد که همه چیز را درست کند. در این میان، کوچک‌ترین پسر دون، مایکل، که از خدمتش در جنگ جهانی دوم بازگشته، برای دوست دخترش کی آدامز تعریف می کند که چگونه پدرش رقیبان خود را در شب ازدواج دخترانشان مجبور می کرده است: "لوکا براسی یک اسلحه بر شقیقه ی آنها می گذاشت و پدرم می گفت که یا امضایشان، و یا مغزشان روی قرارداد می آید." و ادامه می دهد که:"این خانواده من است کی، نه من."

کمی بعد، وکیل خانواده، تام هاگن وارد فیلم می شود. او بی خانمانی آلمانی-ایرلندی، و دوست پسر بزرگ دون کورلئونه، سانی بوده است. دون، هاگن را در کودکی به خانه آورده و مانند پسر خودش او را بزرگ کرده است. حال در بزرگسالی او وکیل شخصی و محرم اسرار خانواده است.

بعد از جشن، هاگن به هالیوود می رود و از رییس استودیو، ولتز می خواهد که فونتان را در فیلم به بازی بخواند. ولتز پس از آنکه متوجه می شود هاگن برای دون کار می کند، او را به عمارت خود دعوت می کند. خود هاگن در ابتدا خیلی مایل نیست که به نام کورلئونه اشاره کند، و می گوید:"دوست ندارم از نام او استفاده کنم، مگر اکیدا لازم باشد." ولتز در تکمیل مهمان نوازی خود گردشی در چمن های اطراف ترتیب می دهد و اسب مسابقه ای قهرمان و بسیار محبوبش، خارتوم را به او نشان می دهد. هاگن از طرف دون کرلئونه به ولتز برای پایان دادن به اعتصاب کاری که در حال از هم گسیختن استودیو بود، پیشنهاد کمک می دهد و اضافه می کند که دون لطف او را تا ابد فراموش نخواهد کرد. این خدمت دون در ازای واگذاری نقش کلیدی فیلم به فونتان است. ولتز که هنوز از فونتان به خاطر رابطه اش با هنرپیشه ی جوانی که وی برای شکوفایی و موفقیتش وقت و پول زیادی صرف کرده بود، بسیار عصبانی است، این پیشنهاد را نمی پذیرد. ولتز فونتان را به این خاطر سرزنش می کند که باعث شده بود این هنرپیشه آینده دار قبل از آنکه توسط او به یک ستاره تبدیل شود ازدستش در برود و غضبناک هاگن را از منزلش بیرون می کند. هاگن آماده می‌شود که به نیویورک برگردد و می گوید: " آقای کورلئونه شخصی هستند که اصرار دارند خبر بد را بلافاصله بشنوند.". صبح روز بعد، وقتی که ولتز از خواب برمی خیزد ، سر بریدهٔ اسب اصیلش را در تختخواب خود می بیند.

وقتی که تام به نیویورک برمی گردد، خانواده در حال معامله با ویرجیل سولوتزوی ترک، یک دلال با نفوذ هروئین هستند. سولوتزو از دون کورلئونه تقاضای حمایت سیاسی و یک میلیون دلار پول برای واردکردن عمده هروئین و پخش آن می کند. دون کورلئونه به او توضیح می دهد که اگر از آن شخصیتهای سیاسی که او آنها را دوست خود می شمارد، برای اموری که از نظر آنها غیر اخلاقی است، کمک بخواهد، آنها از پشتیبانی خانواده حتی در گناه های "بی ضرر" (قمار، قاچاق روسپی و مشروب) هم شانه خالی خواهند کرد. علیرغم قول سولوتزو مبنی بر برگشت خیلی خوب پول، دون کورلئونه وارد معامله نمی شود، اما سانی بی تجربه برخلاف پدرش به این معامله اظهار علاقه می کند. لوکا براسی، انتقام گیر وفادار دون کورلئونه ماًمور جمع آوری اطلاعات از خانواده تاتاگلیا از حامیان سولوتزو می شود. او خیلی زود توسط آنها کشته می شود. پس از امتناع دون کورلئونه، تام هاگن توسط سولوتزو دزدیده می شود. خود دون، اندکی پس از خرید میوه از یک دکه مورد حمله مسلحانه قرار می گیرد. با این تصور که دون کورلئونه از بین رفته است، سولوتزو هاگن را راضی می کند که به سانی همان پیشنهادی را بدهد که خود او قبلا به پدرش داده بود. پس از آزادی هاگن، سانی از قبول پیشنهاد سرباز می زند و قول می دهد که برای تلافی سوء قصد به جان پدرش، که به هر نحو زنده مانده بود، با تمام قوا با تاتگلیاها بجنگد. اکنون خانواده کورلئونه خود را برای جنگ شدید احتمالی با سایر خانواده ها نیز آماده می کند و سایر خانواده های مافیا برای جلوگیری از یک درگیری ویرانگر، علیه کورلئونه ها جبهه می گیرند. در حالیکه کورلئونه ها جمعند و تلاش می کنند با لوکا براسی تماس بگیرند، جلیقه براسی به دستشان می رسد، جلیقه ای که دور یک ماهی مرده پیچیده شده. یک پیغام سیسیلی:"لوکا براسی با ماهی ها میخوابد."

کاپورژیم دون کورلئونه، پیتر کلمنزا ،دستور کشتن راننده دون، پائولی گاتا را می دهد؛ چون سانی یقین کرده بود که پائولی، دون را به دشمن لو داده. اما در روزی که این قتل برنامه ریزی شده بود، پائولی به بهانه بیماری سر کار نیامده بود، و در نتیجه فردو باید به جای او رانندگی می کرد.

مایکل، که در تجارت خانواده وارد نشده است، و خانواده های دیگراو را به چشم یک غیرنظامی می بینند برای عیادت پدرش به بیمارستان می رود. ولی هیچ اثری از افراد پدرش که باید برای محافظت از او کشیک بدهند، نمی بیند. بدین ترتیب متوجه می شود که برای شلیک مجدد به پدرش، دوباره برنامه ای ریخته شده. پرستار را راضی می کند که پیر مرد را به اتاق دیگری انتقال دهند. در همانجا به پدرش می گوید:"من اینجا هستم. من الان با شما هستم." و اشک از چشمان دون جاری می شود. مایکل با اینکه کمک خواسته، نگران این است که قبل از رسیدن کمک اتفاقی بیافتد. او، انزوی بیگناه را که برای ادای احترام به بیمارستان آمده بود به خدمت خود می گیرد. به او می گوید که بیرون بیمارستان در کنار او بایستد و تهدیدگرانه خود را مسلح جلوه دهد. بعد از مدتی ماشین های پلیس به سرکردگی سروان مک کلاسکی فاسد از راه می رسند. مایکل مک کلاسکی را به آدم سولوتزو بودن متهم می کند، و او هم با یک مشت فک مایکل را می شکند. مایکل در عین بیگناهی در شرف دستگیری است که تام هاگن با کاراگاهان خصوصی از راه می رسد. آنها مک کلاسکی را تهدید می کنند که اگر در کارشان دخالت کند، حکم دادگاه را اجرا می کنند. مک کلاسگی صحنه را واگذار می کند و دون در امنیت قرار می گیرد.


از راست به چپ: جان کازال (فردو)، جیمز کان (سانی)، مارلون براندو (دون کورلئونه)، و آل پاچینو (مایکل)
از راست به چپ: جان کازال (فردو)، جیمز کان (سانی)، مارلون براندو (دون کورلئونه)، و آل پاچینو (مایکل)

در ادامه، مایکل داوطلب می شود که سولوتزو و محافظش، سروان مک کلاسکی را از بین ببرد.آنها در یک رستوران با سولوتزو و مک کلاسکی یک نشست صلح ترتیب می دهند. مایکل با اسلحه ای که قبلا با دستور سانی در پشت مخزن آب دستشویی مخفی شده، هردوی آنها را در آنجا می کشد.

از ترس دستگیرشدن قاتل، مایکل به سیسیل فرستاده می شود و آنجا تحت حمایت دن تماسینو، دوست قدیمی دون کورلئونه قرار می گیرد. او در شهر کورلئونه، در حین قدم زدن با محافظانش، مسحور آپولونیای زیبا می شود و پس از یک معاشقه کوتاه او را به همسری می گیرد. در این خلال، در آمریکا، دون کورلئونه از بیمارستان به خانه می آید، و با شنیدن اینکه کشتن سولوتزی و مک کلاسی کار مایکل بوده، پریشان می شود. سانی به عنوان رهبر خانواده برادرش فردو را به لاس وگاس می فرستد تا با تجارت قمارخانه آشنا شود.

در نیویورک، سانی تندمزاج شوهر خواهرش را به خاطر بدرفتاری با کانی، خواهر آبستنش، به شدت کتک می زند. پس از آنکه کارلو، کانی را برای بار دوم کتک می زند، سانی به تنهایی برای انتقام جویی به دنبال او می افتد. او که در یک باجه عوارض راهداری کمین کرده، با ضرب گلوله از پا در می آید. دن کورلئونه به جای ادامه انتقام جویی ها، در یک جلسه با سران پنج خانواده، ترتیبی می دهد که پسر کوچکش بتواند در امنیت کامل به خانه برگردد. در سیسیل، مایکل خبر مرگ برادرش را می شنود و آماده بازگشت به آمریکا می شود. قبل از حرکت، یک بمب در ماشین وی کار گذاشته می شود. اما به جای او، آپولونیا کشته می شود.

در جلسه سران خانواده های نیویورکی، دون درمی یابد که شخص پشت این جنگ ها و مرگ سانی، دن امیلیو بارزینی است، و نه فیلیپ تاتاگلیا. پس از عقد یک صلح نامه موقت و یک قرارداد تجارت مواد مخدر دون به تام میگوید:"تاتاگلیا جاکش است. او هرگز نمیتوانسته سانتینو را از گول زده باشد. ولی من تا امروز نمیدانستم که در تمام این مدت همه چیز زیر سر بارزینی بوده است.".

حال که امنیت مایکل تضمین شده، مایکل از سیسیل بر می گردد و با کی، دوست دختر سابقش تماس می گیرد. می گوید که به او احتیاج دارد، پدرش به فعالیت خود خاتمه داده، و در طی پنج سال، خانواده کورلئونه کاملاً قانونی خواهد شد. اکنون در نبود سانی و به علت زرنگ نبودن فردو به اندازه کافی، مایکل مسوول خانواده شده است. کاپورژیمها کلمنزا و سال تسیو از اینکه در سازماندهی جدید توسط بارزینی به حاشیه رانده شده اند، شکایت دارند و اجازه شکست پیمان را خواستارند. وقتی که مایکل چون "بحث درباره این موضوع در حال جریان است"از قبول این تقاضا خودداری می کند، آنها از ویتو کورلئونه برای راه انداختن تجارت های خانواده های خود، همانطور که قبلا به ایشان قول داده بود، اجازه می خواهند. اما دون به آنها میگوید که همانطور که به او اطمینان داشتند، به مایکل اعتماد داشته باشند. مایکل به آنها می گوید که عازم نوادا است، و بعد از آن، اگر کلمنزا و تسیو بخواهند مستقل عمل کنند، می توانند. شوهر کانی، کارلو، دست راست مایکل در نوادا می شود، و هاگن دیگر کانسیکلیر نیست.

در لاس وگاس، در هتل-کازینویی که نیمی از سرمایه آن از کورلئونه هاست، و توسط مو گرین (شخصیتی که احتمالاً از باگزی سیگل الهام گرفته شده) اداره می شود، فردو، برادر مایکل از او استقبال می کند. میکایی مارکر دن، جانی فونتان را نیز فرامی خواند، و از او میخواهد که قراردادی را امضا کند که طی آن سالی چند مرتبه با کازینو در تماس جدی درآید، و همچنین از او خواهش می کند که دوستانش در هالیوود را هم به سوی کازینو سوق دهد. فونتان از فرصت پیش آمده برای تلافی لطف دن خوشحال می شود.

مايكل در صدد است که تجارت روغن زیتون در نیویورک را رها کند و خانواده را به نوادا بیاورد. به مو گرین پیشنهاد خرید سهمش را می دهد. اما از آنجایی که گرین تصور می‌کند که کرلئونه ها ضعیف هستند، و او میتواند سهمش را به قیمت بهتری به بارزینی بفروشد، این پیشنهاد را با گستاخی رد می کند.

مایکل همراه همسرش کی، و پسرش آنتونیو به خانه برمی گردد. در یکی از لطیف ترین صحنه های فیلم، ویتو کرلئونه متذکر می‌شود که دشمنان مایکل با تلاش برای ترتیب دادن یک نشست توسط آشنایان مورد اطمینان، در صدد کشتن او هستند. در عین حال اعتراف می‌کند که همیشه امیدوار بوده که پسر کوچکش هیچگاه غرق تجارت خانواده نشود. کمی بعد، دن کرلئونه در حالیکه با نوه اش آنتونی در باغ بازی می‌کند، به دلیل سکته قلبی جان می سپارد.

در مراسم خاکسپاری، کاپرژیم خانواده، تسیو به مایکل پیشنهاد یک نشست با دون برازینی را در مرغزارهای تسیو می‌دهد، یعنی جاییکه مایکل احساس امنیت کند. مایکل از طریق تام هاگن این پیشنهاد را می پذیرد، ولی تسیو به خانواده خیانت می کند. مایکل تصمیم میگیرد تا قبل از تعمید خواهرزاده اش عازم حرکت نشود.

در ادامه مایکل ترتیب کشتن سران سایر خانواده ها را می دهد. روکو لامپونه فیلیگ تاتاگیا را ترور می کند. آل نری امیلیو برازینی را می کشد. پیتر کلمنزا به ویکتور استراسی شلیک می کند. ویلی ویسی کارمین کونوئه را به قتل می رساند. در همین خلال، مو گرین هم در لاس وگاس کشته می شود. این لحظه های نفس گیر آدمکشی ها به‌وسیله تدوین موازی با صحنه شرکت مایکل در مراسم مذهبی تعمید هم زمان شده است. وقتی که تسیو و تام هاگن آماده ترک جلسه می‌شوند، بارزینی، از افراد هاگن، تسیو را محاصره می کند و او را به داخل ماشین خود می آورد. او دیگر هرگز دیده نمی شود. تسیو میگوید:"به مایک بگو که این فقط یک تجارت بود."

کمی بعد، به دنبال ردیابی قتل سانی، مایکل به کارلو می رسد و آنقدر دنبال کار را می گیرد که او به نقشش در قتل اقرار می کند. پیشنهاد می شود که کارلو به لاس وگاس تبعید شود، ولی در ماشین توسط کلمنزا خفه می شود. کانی پیش کی، مایکل را به قتل کارلو متهم می کند. کی در مورد این اتهام از مایکل سوال می‌کند ولی مایکل با تندی به او پاسخ می‌دهد که:" کی، درمورد تجارت من از من سوال نکن." او اصرار می‌کند، مایکل که به نظر میرسد نرم شده است، به نحوی آشکار به دروغ او را مطمئن می کند که در قتل کارلو نقشی نداشته است. کی با این انکار مایکل آرام می گیرد. در انتهای فیلم، کی میبیند که کلمنزا و روکو کاپرژیم جدید به مایکل ادای احترام می‌کنند، دستش را می بوسند و او را "دن کرلئونه" خطاب می‌کنند. در به روی او بسته می شود، و این در حالی است که مایکل دقیقا همانی شده که پدرش نمیخواست: پدرخوانده

جوایز

اُسکار

 

لینک نوشته

کیهان
۳۱ روز در تاریکی

شهر بارلو شهر کوچکی در شمال ایالت آلاسکاست که با نزدیکترین شهر اطرافش ۴۵۰ کیلومتر فاصله دارد . رفت و آمد به این شهر تنها از طریق یک هواپیما انجام می شود که فقط در طول روز می تواند بر روی باند فوردگاه فرود آید . با فرار رسیدن فصل زمستان این شهر سی روز در تاریکی فرو می رسد چون در طول این مدت خورشید در این منطقه پایینتر از سطح افق قرار می گیرد و بنابراین طلوع نمی کند . با آغاز اولین روز تاریکی ، گروهی از خون آشامان که دیگر نور آفتاب وجود ندارد تا مزاحمتی برایشان ایجاد کند ، به رهبری خون آشامی به اسم مارلو به مردم شهر حمله می کنند و...

فیلمی زیبا البته از نظر کسانی که عشق این فیلم هارا دارند

نظر یادتون نره راستی چرا نظر نمیدین

لینک نوشته

کیهان

  دراکولا پیدا شد! 

تصويري كه مشاهده مي كنيد متعلق به آنتوني پرودو مي باشد . او كه هم اكنون در 78 سالگي در يكي از محله هاي ايالت كاليفرنيا در خانه اي نسبتا بزرگ زندگي مي كند و بازنشسته مجله ي سورند اويك مي باشد ادعا مي كند در دوران جواني در واقع نوعي خون آشام بوده است .

تی محاسبه اي كه ماهنامه ي دورتا با وي انجام داد او گفت : از دوران بلوغ به بعد احساس كردم از خون خوشم مي آيد اوايل آب تمشك يا ميوه هاي شبيه به آن را مي گرفتم و با حس اينكه خون است آن را مي خوردم با تشريفات خاصي . مثلا جلوي آينه مي ايستادم در اتاقم كه تاريك بود و تنها شمعي روشن مي كردم كه رنگ محتويات ليوان و چهره ام را نشان دهد و از اين كار لذت مي بردم .
بعدها يعني بين سنين 19 تا 21 سالگي از خون گنجشكها مي خوردم . آنها را شكار مي كردم يا از پرنده فروشي مي خريدم و پس از بريدن گلوي آنها خونشان را مي نوشيدم . كسي خبر نداشت ولي من از اين كار لذت فراوان ميبردم .
بعدها با سوزن انگشتانم را سوراخ مي كردم و خون خودرا مي خوردم كمي بعد با يكي از دوستان صميمي ام كه متوجه حال عجيب من شده بود در ميان گذاشتم و خواستم كمي از خون خود را به من بدهد او اين كار را كرد و مقدار خيلي كمي از خون خودش را در ظرفي بمن داد و گفت بيشتر از آن ديگر غيرمنطقي است و نمي تواند كمكم كند .
ولي از همان سالها تا نزديك 34 سالگي به خوردن خون پرندگان و خودم مي پرداختم و علاقه ام كم نشده بود البته نمي دانم چرا و لي چهره ام تغيير كرده بود . زير چشمانم گود بود و دهان و زبانم سرخ بود كمي عجيب بود . د ر آن سال ازدواج كردم و بخاطر همسرم مجبور شدم ديگر خون نخورم چون مرا مي ديد و شايد جدا ميشد . 3 فرزند هم دارم كه ظاهرا هيچ كدام علاقه اي به خون ندارند . آنها در حال حاضر فرزنداني هم دارند و گاهي نوه هايم را مي بينم .
حالا پس از 44 سال بيشتر شبيه خون آشامان شدم در حاليكه 44 سال است ديگر خون نخورده ام . بعضي كودكان از من فرار مي كنند البته ناراحت نمي شوم زيرا در آن سالها به كسي صدمه نرساندم و بابت پرندگان هم اغلب اوقات پول داده بودم بنابراين حقي بر گردنم نيست .
پس از فاش كردن اين موضوع مدتي پليس تحت نظرم گرفت ولي وقتي با مشكلي مواجه نشد پيگيري را قطع كرد .
او لبخند زد تا ما عكسي از او بگيريم . از اينكه رازش را فاش كرده بود نه خوشحال بود نه ناراحت . مي گفت : اتفاق خاصي نيفتاده است فقط ديدم بد نيست مردم بدانند دراكولا وجود دارد . اما دراكولايي كه در فيلمها هست خيلي نامهربان و سنگدل است .
او تاكنون بخاطر اين حسش به پزشك مراجعه نكرده بود و برايش خيلي هم مهم نبود كه دليل خون آشام بودنش در شروع جواني تا 34 سالگي را بداند .

بازم  هانیبال سکوت بره ها

قصه از جایی شروع میشود که

 

کلاریس دانشجوی جوانی است که در کادر سازمان اف.بی.آی به کار و تحصیل اشتغال دارد روزی به او خبر میدهند که قاتل خطرنا کی چند زن را اینجا و آنجا کشته و پوست تن آنها را کنده است یکی از روسای کلاریس او را مامور رسیدگی به این پرونده میکند و در آغاز او را به دکتر هانیبال لکتر معرفی میکند اما دکتر لکتر خود به گونه ای دیگر قاتل خطرناکی است که در زندان به سر می برد دکتر لکتر که به آدمخوار شهرت دارد همسرش را در یک کلام خورده است.رئیس به کلاریس می گوید که لکتر میتواند او را به دستیابی به قاتل راهنمایی کند. کلاریس در یک زندان ویژه به ملاقات دکتر لکتر میرود و در فضایی رعب آور بین او و دکتر لکتر رابطه ای استثنایی برقرار میشود که طی آن کلاریس رازهای کودکی خود را بر او می گشاید بدینسان دیو با فرشته ارتباط برقرار میکند کلاریس از او میخواهد که در یافتن قاتل زنان که خود را بوفالو بیل معرفی کرده کمک کند.هانیبال به او کمک می کند و کلاریس سر نخی را میابد که در ادامه آن به خانه بوفالو بیل می رسد .اما بوفالو بیل دیوانه ای دو جنسی است که حرفه اصلی او خیاطی است و با پوستی که از تن قربانیان خود می کند برای خود لباس می دوزد.هنگامی که کلاریس به خانه او وارد می شود و با کشیدن هفت تیر در صدد دستگیری او برمی آید بوفالو در یک لحظه از غفلت کلاریس استفاده میکند و در خانه پیچ در پیچ و ترسناکش مخفی می شود.او برق را ...

این که با بازی انتونی هاپکینز بوده بسیار ترسناک است

لینک نوشته

کیهان
اره۴

جیگساو و دستیارش آماندا مرده اند . دو مامور اف.بی.آی به اسامی استرم و پرز بهمراه کارگاه هافمن ماموریت می یابند در مورد جنایتهای جیگساو تحقیق کنند . از سوی دیگر یک مامور ویژه پلیس به ریگ در خانه اش مورد حمله یک ناشناس قرا گرفته و بیهوش می شوند و زمانیکه بهوش می آید خود را در مکانی هولناک می یابد و متوجه می شود نود دقیقه وقت دارد تا...

 

 

معرفی چند فیلم

1- کابوس خیابان الم
2- اره
3- قتل عام اره برقی تگزاس
4- هالووین
5- مرد زنجفیلی
6- جمعه سیزدهم
7- جیغ
8- هاستل
9- بازی بچه
10- می دانم تابستان گذشته چه کردی

 

حتما بهش سر بزنید

 

دکتر هانیبال لکتر قاتل -  آدمخوار خونسرد و نیمه روانی برای علاقمندان به  سینمای امروز هالیوود شخصیتی شناخته شده به حساب میآید. این شخصیت با چهارمین فیلم خود میرود تا در ردیف دراکولا و جیمز باند به شخصیتهای تکراری سینما بدل شود ( البته اگر مانند ایندیانا جونز متوقف نگردد ). دکتر هانیبال لکتر را ابتدا با  << سکوت بره ها >>  شناختیم . فیلمی پر از تعلیق وجاذبه خشن ودلهره آور  البته نه تا حدی که به گیشه لطمه جدی بزند.بعد از <<  سکوت بره ها >>  با << هانیبال >>  و <<  اژدهای سرخ >>   بیشتر به این شخصیت بها داده شد.داستان کلی این فیلمها تحقیق برای یافتن دکتر هانیبال لکتر ادامه جنایات بیمار گونه او وگذشتن وعدم موفقیت او در عشق و در آخر فرار پیروزمندانه دکتر لکتر به نفع ادامه سریال گونه این رشته فیلمهاست.

ماجرای کلی << قیام هانیبال >> چگونگی تبدیل یک کودک احساساتی را به یک قاتل خونسرد بیان میکند .

ظاهرا قرار گرفتن لیتوانی  در منطقه جنگی بین روسها وآلمانها در جنگ جهانی دوم یک عده سرباز آلمانی را آنقدر گرسنه نگه میدارد که تصمیم به خوردن تنها خواهر هانیبال10 ساله میگیرند وهانیبال 8 سال بعد پس از فرار از یک مدرسه کمونیستی در لیتوانی متعلق به شوروی سابق و رسیدن به فرانسه دست به انتقام میزند وشیوههای مختلفی از جنایت را آزمایش میکند.

این فیلم به نوعی سه ساخته قبلی را رمزگشایی میکند.تا پیش از این میدانستیم که علت جنایات پریشان وار و توحش لکتر کشته شدن خانواده او در جنگ جهانی دوم به دست آلمانها ست. در جایی هم ذکر شده بود که هانیبال لکتر یهودیست . اما تا این حد بازگشت و تا این حد فانتزی گونه برخورد کردن.خیلی ساده نشان میدهد فیلم یک فیلم سفارشی برای یهودیهاست از آن دسته فیلمهایی که دکتر عالمی و دکتر بلخاری بنشینند و در موردش صحبت کنند و سنگ روژه گارودی را به سینه بزنند.

تفاوت اصلی این فیلم با سه فیلم قبلی عوض شدن هنرپیشه توانای قبلی و فضای 1944 تا 1952 در فیلم است.  

ازدیدن فیلم لذت ببرید!( در ضمن برای بچه ها اصلا مناسب نیست )

 

 

مزاحمت

فیلم از ان جا شروع میشود که بیل با تصادف پدرش درس را کنار میگزارد و به همین دلیل سبب درگیری او با معلم زبان اسپانیایی شده و بعد از زدن مشتی به صورت وی، از سوی دادگاه محکوم به حبس خانگی می شود. مادرش جولی شاغل است و کیل باید اغلب ساعات روز را تنها در خانه سپری کند. تنها دوست وی رونی است که او نیز نمی تواند هر روز و هر ساعت را با کیل بگذراند. کیل برای کشتن وقت شروع به دید زدن خانه های اطراف با دوربین می کند. این کار دلیل بزرگی نیز دارد و آن اثاث کشی خانواده ای به محله آنهاست که دختری زیبا به نام اشلی دارند. کیل کم کم توجه اشلی را جلب و دوستی او را به دست می آورد. اما اتفاق های دیگری نیز در محله رخ می دهد که چندان خوشایند هم نیست. همسایه تنهایی به نام آقای ترنر وجود دارد که اتومبیل قدیمی و رفتارش به قاتلی زنجیره ای شبیه است...

 

 

شبی که غریبه زنگ میزند

 

هنگامی که کاملیا به خاطر قبض سنگین موبایلش مجبور به انتخاب شغل پرستاری میشود که او  از دو فررند یک زن و شوهر ثروتمند را که در یک خانه بسیار مجلل و دور افتاده زندگی می کنند مراقبت میکند شبی که زوج ثروتمند به یک مهمانی می روند فرد ناشناسی با او تماس گرفته و او را می ترساند . کامیلا در ابتدا تصور می کند که این ناشناس فقط قصد دارد با او شوخی کند و سر بسر او بگذارد اما در ادامه مشخص می شود که تلفن ها...

 

 

لینک نوشته

کیهان
 ۲۸هفته بعد ترسناک 2007 که دارای صحنه های استرس آور بسیار نابی است

پخش شدن ویروس خشونت در کشور انگلستان باعث می شود همه فرار کنند که در این بین زن و شوهری به اسم دن و آلیس که دارای دو فرزند به اسامی تامی و اندی هستند فرزندانشان را برای در امان ماندن به اسپانیا می فرستند اما خودشان در یک کلبه روستایی مخفی می شوند . کلبه توسط مبتلایان به ویروس مورد هجوم قرار می گیرد و دن همسرش را رها کرده و می گریزد . ۲۸ هفته بعد اعلام می شود که این ویروس کنترل شده و بچه ها به خانه باز می گردند اما...



به علاقه‌مندان داستان طالع نحس توصیه می‌شود این فیلم را که آخرین نسخه ارایه شده آن (محصول 2006)است را تماشا کنند و لذت ببرند
به راستی تماشاگر با دیدن این فیلم بر صندلی میخکوب می‌شود، حتی وقار وحشتناک سگ محافظ پسر شیطان موقع راه رفتن، با موسیقی بسیارترسناک می‌شود

واقعا این فیلم دارای موزیک متن زیبا میباشد

معصومیت وزیبایی اول فیلم باعث میشود شما فکر کنید من دروغ میگم666

ماجرا از این جا است که بچه ی سفیسر مرده و بچه ی دیگری را که خانواده ندارد را به اصرار کشیشی بر میدارد ان بچه زیبا سالم تندرست بود ولی یک مشکل اساسی داشت اویک......

666


هیچرHitcher

اگه دنبال فیلم اکشن ترسناک ناراحت کننده واعصاب خورد کن هستید درستترین گزینه را انتخاب کردید

فیلم از سوار کرن مرد غریبه(دیوانه)شروع میشود و در تمام مدت هیجانی بدنبال شماستاین با بازی شون بناست این هنر پیشگان که معروف نیستند به نظر من لایق اسکارند


خیزش هانیبال

جدیدترین فیلم ساخته شده درباره هانیبال قاتل بیرحم و خورنده گوشت انسان، خلاصه داستان:ر سال ۱۹۴۴ در کشور لیتوانی و در زمان جنگ جهانی دوم ، پدر و مادر هانیبال لکتر نوجوان توسط نازی ها کشته می شود و خواهر کوچکش نیز توسط آنها بطور فجیعی بقتل می رسد . هشا سال بعد هانیبال که در شهر پاریش بدنبال قوم و خویشی از خود می گردد با همسر عموی درگذشته اش یعنی خانم مورساکی آشنا می شود . او هانیبال را نزد خود می پذیرد و به او هنرهای رزمی چینی را یاد می دهد . در ادامه هانیبال تصمیم می گیرد قاتلین خانواده اش را پیدا کرده و از آنها انتقام بگیرد و بنابراین کشتار او آغاز شده و رفته رفته تبدیل به فردی بی رحم و هیولا صفت می شود که حتی از گوشت انسانها نیز تغذیه می کند و ...



جان سخت چهار

نقشه حمله ای به تاسیسات ایالت متحده در روز استقلال امریکا 4 جولای کشور را به خطر می اندازد. این نقشه دقیق و اسرار آمیز تمام جوانب را زیر نظر دارد به جز یک مورد آن هم پلیس ما جان مک کلین است.
آغاز روز چهارم جولای است اما برای کارگاه نیویورکی ، مککلین تعطیلی وجود ندارد. به او که صبح را با جر و بحث با دختر دانشگاهی اش شروع کرده ، ماموریت دادند تا جوان هکری به نام فارل را بیابد اما این ماموریت به ظاهر عادی در عمل بسیار غیر عادی می شود. مک کلین به کمک همین فارل پی به وخامت اوضاع می برد و متوجه می شود که حمله عظیمی علیه تاسیسات ایالت متحده در حال شکل گرفتن است و رهبر این توطئه یعنی توماس گابریل در برنامه خود بسیار جلوتر از مک کلین قرار گرفته است ...

اگر دنبال فیلمی جذاب هستید این فیلمرا انتخاب کنید

 

 

لینک نوشته

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

نویسندگان ویلاگ
keyhan
شایان ادهم

آرشیو وبلاگ
هفته سوم فروردین 1387

لینک دونی
وبلاگ اختصاصی کشتی کج
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::


  RSS  
پرشین وبلاگ





Powered by WebGozar